منبع تصویر: در حوالی اریحا

بعد از حدود 20 روز قطع بودن اینترنت با وجود اینکه دسترسی به ایکس، اینستاگرام(واقعا اهلش نیستم) و تلگرام تقریبا و به سختی ممکن شد و سر شلنگ رو کمی باز کردن، علی رغم اصرار خیلی از دوستان به اینستاگرام و خیلی از این پلتفرم ها سر نزدم.
حدسش رو میزدم که قراره چی ببینم و واقعا تو خودم نمیدیدم که توان هندل کردن چنین حجمی از دیتا رو داشته باشم تا اینکه به هوای نفس و ندای درون گوش دادم و پریشب سری به اینستاگرام زدم و واقعا عاجزم از بیان چیزهایی که دیدم. دیگه خودتون بهتر میدونید.

فقط خواستم بگم راوی هنوز اینجاست. من هنوز مینویسم. من هنوز زنده‌م. یادم نیست توی وبلاگ کدومتون خوندم که نوشته بودین خیابون‌ها بوی خون میده. واقعا درست میگفتی. بنظرم این روزا حتی دستای خودمونم بوی خون میده.

نظرات (۱۰)

  • بهرام بهرامی حصاری
  • درود فراوان، مطلب به جایی بود. ممنون

    پاسخ:
    درود بهرام عزیز؛ سپاس از لطفت.
    به دیار من خوش اومدی :)

    روزی من هم بوی خون خواهم داد...

    بوی مرگ...

    بوی درد...

    پاسخ:
    یادمه میگفتم عجالتا بوی کثافت میدهی. نظرم عوض شد. این روزا این عنوان و عبارت رو خطاب به افراد دیگه ای که تو خیابون ها هستن میگم...

    خیابون‌ها بوی خون میده. 

    خیلی .

    پاسخ:
    خون رو با خون نمیشه شست...

    فکر میکنم دوباره باید جمله‌م رو تکرار کنم...

    ما هایی که امید کاشتیم، خونِ جگر درو کردیم

    وای به حال کسانی که خون کاشتند...

    پاسخ:
    اومدم توی وبلاگ جواب این جمله رو بدم که زحمتش رو خودت انگار کشیدی...
    راستش توی عمق افکارم دلم بیشتر از دل مادرها و خواهرها و پدرها و برادرها و داغ دیده‌ها، برای اون‌هایی میسوزه که کشتند و خوردند و بردند... وای که چه مصیبتی در انتظارشونه...

    خدا صبر بده به خونواده هاشون واقعاً... 

    حال غریبیه زندگی کردن توی ایران، توی کشور خودت باهات مثل شهروند درجه دوم که عرض کنم، مثل پناهنده برخورد کنن.. شایدم کمتر!

    پاسخ:
    واقعا.
    و باید بگم دور از جون پناهنده‌ها. با ما خیلی بدتر از پناهنده‌ها برخورد میشه... یه پناهنده از داخل کمپ میتونه با خانواده ش از طریق اینترنت صحبت کنه... حتی اگر شرایطش به طرق دیگری سخت باشه، حقوق اولیه‌ای داره.

    تا ابد بوی خون میدیم...

    پاسخ:
    مام میهن همیشه زخم بر تن داشته...

    بوی خون؟هنوز بوی خون نیومده

    بوی خون مونده هنوز،دست گرمی بوده تازه.....

    پاسخ:
    یاد آهنگ سنگسار بهرام و سورنا افتادم...
    "گوشت نرم نوزاد قبلی مزه کرده، گرگا میرن یه راست به سمت گهواره‌ها..."
    اشاره به این داره که خیلی‌ها بودن که بی‌گناه‌هارو به دست گرگ‌ها دادن. در آخر خودشونم طعمه‌ی همون گرگ‌ها شدن.
  • هانیه اردیبهشتی
  • 😭😭😭😭😭 تا ابد روح و روانمون قرار نیست باهاش کنار بیاد

    پاسخ:
    ... حالمون چقدر گرفته‌ست.
  • خانوم لبخند
  • یه نفر تعریف میکرد که نمیدونم کی شون گرفته بودن 

    میگفت کاری باهاش کرده بودن که زبونش گرفته بود 

    میگفت شبا از ساعت ۲تا ۶صبح لخت مون میکردن میگفتن برید تو حیاط 

    میگفت تو یه اتاق چشمامون‌و میبستند و انقد میزدنمون به دیوار 

    واقعا بغض میکنم ...

    کاش ساواک و اینا رو نشون نمیدادن 

    اینا همه شون داعش و ساواک و هزار و کوفت و زهرمارم رد کردند🥺

    پاسخ:
    فقط میتونم سکوت کنم و از درون خودم رو بخورم از میزان وحشی‌گری اینها...

    واقعا بوی خون میده از همون غروب پنجشنبه 😭😭😭

    پاسخ:
    حالمون بوی بی‌حالی میده...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی